کد خبر : 1205729557077547037      تاریخ : دوشنبه 01 مهر 1392 9:17    بازدید:361 طنز ,روزنامه خندان ,لبخند

روزنامه خندان

چرا کتاب های درسی خنده دار است؟

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند. حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.

جام جم: شادی به ضرب دارو؟!

زندگی بی سر، دیگر سرزندگی نیست. شادی و شادمانی حق مسلم هسته زندگی است. اگر جز این بود که خدا، لبخند را به کودک یاد نمی داد. همچنان که گریه را نیز به او آموخت. دو بال برای پرواز سالم انسان در آسمان هستی که به اتکای فقط یک بال، با کله سقوط نکند، فاتحه اش خوانده شود.

این شادی را هم از راه های طبیعی و درست و بی خطر و بی ضررش می شود به دست آورد، هم خدای نکرده از راه های خلاف و ناصواب که معمولا آخر و عاقبت خوشی ندارد و ممکن است خنده را به گریه پیوند بزند. طرف قرص روانگردان می خورد که به خیال خودش شاد شود؛ اما چنان توهمی می زند که می رود دم تراس اتاقی در طبقه بیستم یک ساختمان و با تصور این که مرد عنکبوتی یا سوپرمن است، خودش را از بالا به پایین پرتاب می کند و با کاردک جمعش می کنند. بی خود که سعدی سرد و گرم چشیده نگفت: «شب شراب [و بلکه شما بفرما شب سراب] نیرزد به بامداد خمار». مصرع نخستین شعر را نمی گوییم تا در خماری اش باقی بمانید. بلکه انگیزه ای شود بروید غزلیات سعدی را زیرورو کنید.

خبر مرتبط: «معاون کاهش تقاضای ستاد مبارزه با موادمخدر، نسبت به استفاده از داروهای ان.پی.اس که به مواد غذایی گیاهی یا شادی بخش ها مشهور است؛ هشدار داد و گفت: اعلام آمار کشفیات موادمخدر، درد مردم را دوا نمی کند. خانواده ها نگرانند.» ـ به نقل از جراید نگران

بسته پیشنهادی: حالا که همه مان متفق القول می باشیم که شادی برای سلامت جسم و جان لازم است و ایضا باز متفق القول می باشیم که داروهای شادی بخش مزخرف و محکوم می باشد؛ فلذا نکاتی را در جهت دستیابی به شادمانی طبیعی و نابودی داروهای روانگردان معروف به شادی بخش، معروض می داریم:

1 ـ افزایش مجالس شادی: مجلس شادی فقط عروسی و دامادی نیست. خانواده ها بیشتر دور هم جمع شوند و از خودشان شادی در کنند. البته در چهارچوب موازین لازم؛ چنان که حتی همسایه نیز معترض و متعرض به نظمیه نشود که: سرکار، سرمان رفت. این همسایه بالایی انگار دیسکو راه انداخته است!

2 ـ احیای سنت های شاد: در فرهنگ ایرانی از سده های پیشین، بسیار مراسم و سنن شادی آفرین وجود داشت که یک مدتی خیال می کردیم بد است. یک مدتی طول کشید تا فهمیدیم که اگر درست برگزار شود، خوب. یک نمونه اش شب یلدا بود. چقدر مردم در این شب، دور هم به شکل طبیعی و مثل آدم شاد هستند و نیازی به قرص های شادی بخش ملعون نیست.

3 ـ برنامه های طنز و کمیک: تمامی رسانه های جمعی، اعم از روزنامه جات و نشریات و بخصوص صداوسیما، تا می توانند برنامه ها و فیلم ها و سریال های شاد خود را بیشتر کنند. الحمدلله رویکرد تلویزیون و به دنیا آمدن شبکه هایی مثل نسیم و رادیو لبخند و... خبر از همین اهتمام و التفات می دهد. در همه سطوح باید برنامه های شادی بخش ساخته شود؛ از سطح لطیفه گرفته تا کمدی و تا طنز. در لایه های مختلف مردم، همه اش بیننده دارد. قیافه منتقد آثار طنز تلویزیون را گرفتن و کنار گود نشستن و گفتن که لنگش کن، دردی را دوا نمی کند. هر کس ادعای طنزپردازی دارد، نخودی در این آش بیندازد. الحمدلله الان، آش با جاش فراهم است.

سیاست روز : چهارجوابی

 معاون سازمان محیط زیست: چه اشکالی دارد کشاورزان عملیات کم آبیاری را انجام دهند و مثلا به جای این که ۱۰هزار مترمکعب آب بدهند، هفت هزار مترمکعب آب بدهند و محصول کمتری به دست بیاید ولی فرض کنند که این آب را نذر دریاچه ارومیه کرده اند؟

نخستین پرسشی که بعد از خواندن این عبارت به ذهن خطور می کند ، کدام یک از گزینه های زیر است؟

الف) چرا انگلستان معاون سازمان محیط زیست را نمی دزدد و در راستای اهداف استعماری خود از ایشان استفاده نمی کند؟

ب) چرا آمریکای جهانخوار ایشان را برای تدریس مدیریت آبیاری به دانشگاه "برکلی" دعوت نمی کند؟

ج) ایشان این روش مدرن را در طول چند سال طراحی کرده است؟

د) چرا در سازمان محیط زیست، معاونت "توسعه نذورات" راه اندازی نمی شود؟

علی دایی در حدی نیست که من جوابش را بدهم.

جمله فوق از کدام یک از مشاهیر زیر است؟

الف) میشل پلاتینی

ب) دیوید بکهام

ج) دیه گو مارادونا

د) محسن قهرمانی

وزیر بهداشت: مردم گرانی دارو را گزارش بدهند.

به نظر شما بعد از گزارش گرانی دارو کدام یک از اتفاقات زیر می افتد؟

الف) وزیر بهداشت گزارش ها را می خواند و سرش را به علامت تاسف تکان می دهد.

ب) وزیر بهداشت گزارش را می خواند و سرش را به علامت تاسف تکان می دهد و می فرستد برای معاونش که ایشان هم ابراز تاسف کند.

ج) وزیر بهداشت گزارش را می خواند و زیر لب دشنام می دهد و می گوید: این دیگه چه وضعیه؟!

د) وزیر بهداشت گزارش را می خواند و زیر لب دشنام می دهد و بعد به معاونش ارجاع می کند که او هم بخواند و دشنامی بدهد و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند.

شرق: چرا کتاب های درسی خنده دار است؟

یک عضو گروه مولفان کتاب های درسی معتقد است: کاری نکنیم که دانش آموزان به کتاب های درسی بخندند.

جدی؟ یعنی عمدی نبوده؟ ما تا الان فکر می کردیم یک گروه طنزنویس جمع کرده اند که کتاب درسی بنویسند. که موفق هم هستند انصافا. یعنی ما تا الان ندیدیم کسی این کتاب ها را جدی بگیرد. راستش توی خارج کتاب های درسی شان چنگی به دل نمی زند. برای همین بچه هایشان کتاب های کمیک را خیلی دوست دارند. ولی ما چون کتاب های درسی مان خنده دار است، سراغ کتاب های کمیک استریپ نمی رویم.

نظر کارشناسی

حالا که ما توی یک چیز سرآمد هستیم، چرا باید عوضش کنیم؟ ما که پیشنهاد می کنیم همین ها که تا الان کتاب درسی می نوشته اند، باز هم بنویسند. دست کم بچه ها بخندند بهشان تا دل بچه باز شود.

بن بست

این عضو گروه مولفان کتاب های درسی گفت: برای گزینش آثار کتاب های ادبیات مدرسه باید تنها متن را درنظر گرفت و اگر با ملاک نقد اخلاقی پیش برویم، به بن بست می رسیم.

چرا که نه؟

در ضمن ما عادت داریم هرجا خالی است یک شعار اخلاقی و آموزنده بگذاریم؛ از دیوار کوچه و خیابان گرفته تا روی پل عابرپیاده و روی بلیت اتوبوس و داخل مترو و بیلبورد و زیرنویس تلویزیون و لباس فوتبالیست ها و ظرف شیر و کف کفش و کش جوراب و روی حوله و پشت دستمال کاغذی. بعد، انصاف داشته باشیم. اینجاها که جای پیام اخلاقی و شعار آموزنده نیست، دارند پیام اخلاقی می دهند. بعد طبیعی است که وقتی دلاوران می رسند به کتاب درسی، که یک عالم کاغذ سفید است، شروع کنند به شعار دادن.

کیهان: قیقاج

گفت: یکی از مدعیان اصلاحات که به انگلیس پناهنده شده از روحانی خواسته است در سفر به نیویورک با اوباما ملاقات کند.

گفتم: که چی بشه؟!

گفت: نوشته است، این ملاقات می تواند به گسترش دموکراسی در ایران کمک کند!

گفتم: یعنی در حالی که همه مردم دنیا و از جمله مردم آمریکا از جنگ افروزی ها و قتل و غارت های آمریکا به تنگ آمده اند این آقای مدعی اصلاحات هنوز هم آمریکا را طرفدار دموکراسی می داند؟!

گفت: چه عرض کنم؟!

گفتم: افسر راهنمایی دهان یک راننده ای را که توی جاده قیقاج می رفت بو کرد و گفت؛ عرق کوفت کرده ای؟ و یارو گفت؛ نه قربان! از بس حرف مفت زده و غلط زیادی کرده ام، دهنم عرق کرده!

قدس: مش غضنفر و فاضلاب در معابر

سین. ترش - چَنروزپیشا خِنه یَکی از فامیلا چِراغون دَوَت بودِم، بِرِیِ هَمی عَصِر که رَفت، ...

عیالُم گفتِگ وَخِز مو رِ بُبُر به آرایشگا که خودُمُ رِ بِرِیِ ای چِراغون که هَمّه جاریامُ آبِجیایِ تو هستن، بَزَک دوزَک کُنُم. مویَم ورداشتُم بُردُمِش به یَکی اَزی آرایشگاهایِ تو میلانایِ پایین شهر که آرزونتر دَربیه. هَموجور که عیالُم تو آرایشگا بودُ مویَم تو پیکان لَخّه نِشِسته بودُم تا او وَرگِرده، دیدُم تو جوبِ چِفتِ تایِرایِ ماشین آب وِل دِدَنُ دِره مِره.

 تا ای صحنه رِ دیدُم جینگی پِرّیدُم پایینُ چُوسی کِفتربازیُ سَلطِ شُله رِ از تو صندوق عَقِب وَرداشتُمُ گفتُم حالا که اینجه بیکارُمُ آبِ مُفته یَم وِلِ، ماشین که ناشور رِفته رِ بوشورُم. هَم سَلط رِ از آبِ جوب پُر کِردُمُ پیشینگِ ماشین کِردُم، ماشین قِلِفتی قهوه ای رفتُ او آبِ ماشین رِ ناشورتَر از قبلِش کِرد! یَک دوتا بِچّه خُردو که داشتن تو میلان بُجول بازی مِکِردَن تا ای صحنه رِ دیدَن شورو کِردن به خِندیدَنُ بِزِم گفتن یَرِگه پَخمه! ای آبا که تو جوب وِل مِره فاضلابایِ خِنه هایِ مایِ.

حالا مو یَ مَش غضنفر موندُم بِرِیِ چی بایِست هنوزَم تو جوبایِ چِفتِ میلانایُ خیابونایِ پایین شهرِ مِشَد یَنی شهری که مرکز یَک اُستونِ یُ اسمِ شهرِ بهشتُ پایتخت معنوی ایرانُ شهرِ زندگی رِ دنبالسَرِ خودِش مِکیشه، فاضِلابایِ خِنِگی وِل بِشه؟

حمایت : نازم به جهان همت مسئولان را!

شنیده اید که می گویند گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه . . . با پودر چهار آنزیم هم سفید نتوان کرد ! این حکایت برخی از افراد است که همواره دنبال سیاه نمایی و پیدا کردن نقاط منفی و ناخوشایند هستند.

برخی از هموطنان هر وقت روزنامه دستشان می گیرند فقط دنبال اخبار گرانی و تورم و جنگ و خونریزی و نکات منفی هستند. برادر من روزنامه اخبار امید بخش و خوشحال کننده هم دارد علی الاخصوص که الان در دولت امید و تدبیر هستیم.

در چند روز اخیر که اکثر جراید حتی رسانه ملی در صدد اطلاع رسانی در خصوص افزایش قبوض برق و گاز و خالی کردن ته دلت ملت بودند، خبر آمد که « همزمان با افزایش قیمت گاز و برق با گنجاندن بندی به نام «عوارض» در قبوض و افزایش دستکم 10 هزار تومانی بار مالی مجموع قبوض گاز و برق، وزارت نیرو طرح جدید به نام «ساخت نیروگاه های خانگی» به منظور صفر شدن مبلغ قبوض برق و حتی گاز به مشترکان پیشنهاد کرده است.»( جام جم آنلاین)

ملاحظه فرمودید...این جاست که باید هوا را در گلو مچاله کرد و با صدایی قرا و رسا گفت:« نازم به جهان همت مسئولان را!» از یک طرف پول آب و برق را از طریق یارانه در جیب ما می گذارند، از همان طرف پیشنهاد ساخت نیروگاه خانگی را هم می دهند، تا ما حتی مجبور نشویم آن یارانه را بابت قبوض جاریه از این جیب به آن جیب کنیم! تازه این کل ماجرا نیست؛ «وزیر نیرو با بیان اینکه هم اکنون ساز و کار اجرای این طرح در حال تدوین در سطح وزارت نیرو است، تبیین کرد: حتی وزارت نیرو آمادگی دارد برق مازاد بر مصرف این نیروگاه های خانگی را هم با یک قیمت مناسب و به صورت تضمینی خریداری کند!»

یعنی من فکر می کنم کسی ستون امروز ما را بخواند و از شدت خوشحالی ذوق نکند، باید مشاعرش را برای یک جنرال سرویس و تعمیرات اساسی نزد یک روانپزشک حاذق ببرد! البته تا این جای داستان همه اش به فکر افراد خوشبین و مثبت نگر بودیم ولی به هر حال باید به فکر آن گروه اول هم باشیم و نامردی است این نکته را نیز اعلام نکنیم که قیمت این تجهیزاتی را که وزیر محترم معرفی کرده اند، و قرار است علاوه بر صفر کردن مبلغ قبوض برق و گاز، در آمد زایی هم کند، دو سال قبل 6 میلیون تومان نا قابل بود!

انتهای خبر :: کد خبر : 1205729557077547037
 

نظرات

  • مخاطبان گرامی برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید.
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.

با تشکر، نظر شما پس از تایید در سایت نمایش داده می‌شود.
     جام جم آنلاین © 2013 |کلیه حقوق این وب سایت متعلق به موسسه فرهنگی مطبوعاتی جام جم است