خوشبختانه به دليل وجود اسناد و آثار متقن از حيات، مبارزات و سلوك فردي و حكومتي حضرت امام و وجود مجموعه سخنان و مكتوبات ايشان عملا امكان تحريف ديدگاههاي امام وجود ندارد.
اين سخن به آن معنا نيست كه عدهاي در مقاطع مختلف تاريخي درصدد چنين اقدامي برنيامدهاند. كما اين كه پس از رحلت حضرت امام برخي افراد كه درصدد تشكيك در ديدگاه امام درخصوص گروه نهضت آزادي بودند، با ارائه نامه مكتوب امام كه در پاسخ وزير كشور وقت (آقاي محتشمي) نوشته شده بود، ناكام ماندند.
2- سيره عملي و بويژه حكومتي امام در 10 سال رهبري ايشان پس از انقلاب اسلامي تصويري كامل از انساني جامع، عارف، سياستمدار، شجاع، فهيم، اسلامشناس، مردمدار، سادهزيست، سازشناپذير و هوشمند ارائه ميكند.
و وظيفه رسانه ملي و ديگر رسانهها به تصوير كشيدن و شناساندن چنين امامي به نسل جوان و بهرهگيري عملي از روش امام در مواجهه با بحرانها و توطئههاست. تنها اين شيوه است كه ميتواند امام را براي امروز و هميشه زنده نگهدارد.
لذا اقدام صدا و سيما طي ساليان اخير در اين مسير قابل ارزيابي است. بنيصدر يك شخصيت درون نظام و در راس قوه مجريه بود، اما امام پس از ايستادگي او در برابر نظام و پيوند با منافقين، ضمن نصيحت، امر به معروف گام به گام و روشنگري، با عزل وي از فرماندهي كل قوا راه را براي تصميم نهايي مجلس در اعلام بيكفايتي سياسي او باز كرد و نشان داد در دفاع از نظام اسلامي هركس در مقابل مردم و جمهوري اسلامي بايستد، هيچ ملاحظهاي درباره او صورت نميگيرد.
اين همان مسيري بود كه امام با نهضت آزادي و بعدها با آيتالله منتظري طي نمود تا نشان دهد افراد در هيچ مقام و موقعيتي نميتوانند مانع حركت قطار انقلاب و يا باعث انحراف آن باشند.
3- پاسخ امام به استعفانامه آقاي ميرحسين موسوي در تاريخ 15/6/67 نيز حاوي نكات درسآموز براي شرايط امروز كشور است.
امام در نامه خود ضمن اظهار تعجب از استعفاي ناگهاني ايشان يادآوري مينمايند: «همه بايد به خدا پناه ببريم و در موقع عصبانيت دست به كارهايي نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوءاستفاده كنند. مردم از اين گونه حركات در طول انقلاب زياد ديدهاند. اين حركات هيچ تاثيري در خطوط اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت.»
بيترديد يادآوري مشي امام در مواجهه با بحرانسازيهايي از اين دست نبايد به معناي تحريف يا ارائه تصويري غيرواقعي از امام تلقي شود.
4- واكنش حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن خميني به برنامه تلويزيوني «شاخص» نيز بر اين اساس قابل ارزيابي است. نكته مهم آن كه انتشار نامه اعتراضآميز از سوي شخصيتي محترم در حالي صورت گرفته كه ايشان براساس محتواي نامه شخصا اين برنامه را نديدهاند و افراد ديگري در اين باره نظر دادهاند كه منشا ارسال نامه شده است.
آيا واقعا ميتوان بدون ديدن يك فيلم يا يك مجموعه تلويزيوني، بدون خواندن يك مقاله و... اقدام به اظهارنظر، مكاتبه، اعتراض و انتشار علني آن كرد؟
5- آنچه از واكنش متن مردم و بسياري از دلسوزان انقلاب و امام به دست آمده، استقبال آنان از روشنگري صدا و سيما و بازخواني مجدد انديشهها و عمل امام در شرايط فعلي كشور است. بديهي است در چنين شرايطي نميتوان نظرات افرادي معدود و ناشناس و يا به تعبير حجتالاسلام سيدحسن خميني، «موثق» را مبناي عمل قرار داد و از تلاش هوشمندانه و شجاعانه براي معرفي همه ابعاد شخصيتي امام راحل چشم پوشيد.
بيژن مقدم