بر اساس دستورالعمل ارزشيابي و ارتقاي شغلي فرهنگيان كه به تصويب سازمان مديريت و برنامهريزي سابق نيز رسيد، يكي از شاخصهاي افزايش كيفيت كاري معلمان و ديگر كاركنان وزارت آموزش و پرورش، انتقال اطلاعات، تجربيات و معلومات به افراد ديگر است كه در اين راه، نگارش مقاله و چاپ آن در مطبوعات، به متقاضيان ارتقاي شغلي پيشنهاد شده است.
همچنين در اين دستورالعمل، علاوه بر تاكيد بر انتقال دانش و تجربه شغلي به همكاران، به بحث ابداع روشها يا شيوههاي موثر در انتقال دانش و مهارت شغلي به ديگران هم مطرح شده است كه برخي معلمان اين مواد را گنگ و مبهم ميدانند. يكي از دبيران منطقه 13 تهران كه به تدريس جغرافيا ميپردازد؛ ميگويد: به نظر من، طراحان چنين دستورالعملي از وجود گروههاي آموزشي مدارس بياطلاع بودهاند، چون ما در گروههاي آموزشي كه گزارش آن هم به ادارات مناطق ارسال ميشود، همين مسووليت را انجام ميدهيم، از طرفي طراحان اين بند اطلاع نداشتند كه معلم نميتواند مقالهاش را دست بگيرد و از اين روزنامه به آن روزنامه برود تا بالاخره يكي از آنها، مقالهاش را چاپ كند و او امتياز بگيرد.متاسفانه در حال حاضر، وجود اين بند در دستورالعمل ارزشيابي و ارتقاي شغلي فرهنگيان منجر شده تا آسيبهاي جديدي ايجاد شود. يكي از معلمان درباره تجربه خود ميگويد: با داشتن 3فرزند و كار تماموقت، فرصتي براي نگارش مقاله يا انجام پژوهش ندارم، پس مجبور شدم با صرف هزينهاي از فرد ديگري بخواهم تا مقالهاي به اسمم در روزنامه چاپ كند.
جالب اين كه چاپ مقاله در مطبوعات هم به اين سادگي نيست. دبير رياضي يكي از دبيرستانهاي منطقه 4 تهران توضيح ميدهد كه «مقالهاي درباره شيوههاي آموزش به كودكان داشتم كه هيچ روزنامه و مجلهاي آن را چاپ نكرد، حتي مدتها مقاله را نزد خودشان نگاه داشتند؛ ولي هيچ وقت چاپ نكردند. از سوي ديگر، شأن من معلم اجازه نميدهد از روزنامه و مجله خواهش كنم مقالهام را چاپ كنند.»
نيازي به چاپ مقاله نيست
اما ناصر سليمانزاده، رئيس اداره ارزشيابي وزارت آموزش و پرورش كه قرار است بزودي معاونت برنامهريزي و منابع انساني آموزش و پرورش را نيز عهدهدار شود، درباره اين دستورالعمل بيشتر توضيح ميدهد: «اين كه معلمان و فرهنگيان به طور كلي براي ارزشيابي و ارتقاي شغلي ناچار باشند به انجام پژوهش بپردازند يا مقالهاي بنويسند و تجربيات خود را به همكاران منتقل كنند، فينفسه خوب است، اما اين كه مقالات نوشته شده، كيفيت لازم را دارند يا خير، به هر حال جاي سوال است. ما هم اذعان داريم كه اين مقالات هدف ما را در بر نميگيرد ولي به هر حال چنين دستورالعملي باعث مطالعه بيشتر معلمان شده است.
وي درباره آسيبهاي موجود چنين دستورالعملي ميگويد: ما وجود اين آسيبها را بررسي كردهايم، حتي اگر عدهاي تخلفي انجام بدهند، پول بدهند كسي برايشان مقاله بنويسد يا چاپ كند، بازهم به دليل اين كه عده اين افراد قليل است، نميتوانيم كل طرح را ارزشمند ندانيم! اما بتازگي شيوه ارزشيابي جديدي طراحي كردهايم و شاخص تاليفات، يك مقدار تعديل و ساده شده است. براساس اين طرح جديد كه از اول مهر 87 ابلاغ شده، اگر مقاله فرهنگيان ارزشمند باشد، بدون چاپ در مطبوعات هم پذيرفته خواهد شد.
اما متاسفانه با گذشت 5 ماه از شروع سال تحصيلي جديد، به دليل ضعف در اطلاعرساني، بعضي فرهنگيان هنوز از چنين تغيير و تعديلي بيخبرند، در بخشنامه جديد ارزشيابي آمده است كه هر معلمي حتي اگر جزوه سادهاي بنويسد، در ارزشيابي سالانه او لحاظ خواهد شد. البته كساني كه موفق شوند مقالهاي را در نشريات تخصصي منتشر كنند، امتياز بيشتري خواهند گرفت.
آموزش ضمن خدمت، براي كسب امتياز
آيا كلاسهاي آموزشي ضمن خدمت كه البته در بسياري موارد با رشته تدريسي و حتي تحصيلي معلمان غيرمرتبط است، ميتواند سطح كيفي و كمي آموزش را ارتقا بخشد؟ بعضي معلمان از نبود انگيزه كافي براي حضور در اين كلاسها ميگويند، ضمن اين كه محتواي يكدست و تكراري اين كلاسها كه به دور از دانش روز ارائه ميشود، در اين بيانگيزگي موثر است.
سليمانزاده در پاسخ به اين مشكل هر چند ما را به دفتر آموزش ضمن خدمت ارجاع ميدهد، ولي در عين حال وجود مشكلات را در اين زمينه ميپذيرد و البته به بخشنامه سازمان مديريت و برنامهريزي سابق اشاره ميكند كه براساس آن، همه سازمانها موظف شدهاند تا طبق اعتبار تخصيص يافته، دورههاي ضمن خدمت خود را اجرا كنند.
به گفته وي، هرچند شركت در اين كلاسها اجباري نيست، اما معتقد است با وجود تكرار برخي مفاهيم، معلم خوب است اطلاعاتش را به روز كند.
دورههاي آموزش ضمن خدمت براي فرهنگيان شايد با ديگر كاركنان نهادها و سازمانهاي دولتي متفاوت باشد، ضعف علمي معلم در زمينه علوم روز و فناوريهاي مدرن تاثير نامطلوبي بر دانشآموزان ميگذارد بخصوص اين كه در حال حاضر آگاهي و اطلاعات دانشآموزان از اين علوم و فناوريها حتي از والدين و معلمشان بيشتر است. سليمانزاده درباره چنين ضعفي ميگويد: اين نبود مهارت شايد به انگيزه و مشغله كاري برميگردد. معلمان ما آموزش ميبينند ولي نيازي به آن احساس نميكنند، پس بتدريج آن را فراموش ميكنند، چون آن مهارت را به كار نميبندند. ولي مطمئن باشيد بسياري از معلمان با همين دورهها به مهارتهاي خوبي رسيدهاند. به هر حال، در حال حاضر محتواي سليقهاي و به دور از انتظارات معلمان، انگيزه آنان براي شركت فعالانه در اين كلاسها را تحتالشعاع قرار داده است و به نظر ميرسد اين كلاس ها نيازمند بازبيني بيشترند.
كتايون مصري