دوشنبه 26 فروردين 1387 - ساعت 00:44
شماره خبر: 100935796542
سينا عليمحمدي
هفته فرهنگي يا هفته هنري ايران
برگزاري هفتههاي فرهنگي ايران در كشورهاي مختلف از جمله برنامههاي مرسومي است كه با توجه به مناسبات ديپلماتيك كشورها صورت ميگيرد كه آخرين آنها نيز برگزاري هفته فرهنگي ايران در روسيه است كه قرار بود در آستانه سال جديد در مسكو برپا شود و به دلايلي احتمالا از نوع ديپلماتيك، به ارديبهشت ماه موكول شد.
اما نكتهاي كه ميخواهم به آن اشاره كنم، نه جابهجايي زمان برگزاري است و نه وابسته بودن فرهنگ به سياست، بلكه اهداف، نتايج، محتواي برنامهها و اصلا ماهيت برگزاري اين هفتههاي فرهنگي به شيوه كنوني محل چالش است.
هنگامي كه صحبت از هفته فرهنگي كشوري همچون ايران به ميان ميآيد، اولين چيزي كه طراحان برگزاري آن بايد در نظر گيرند، اين است كه ايران كشوري ناشناخته و بيادعا و بيتاثير در حوزه فرهنگ جهاني نبوده و نيست و به عبارت بهتر در تمام دنيا نسبت به تاريخ و پيشينه فرهنگي ايران شناخت و پيش ذهنيت وجود دارد.
اگرچه نيازي به يادآوري نيست، اما به عنوان مثال مهمترين پيشذهنيت فرهنگي ايران زمين در خارج از مرزها ادبيات و فلسفه عميق شاعران، اديبان، دانشمندان و فيلسوفان آن بوده كه به نوعي نماد و منبع شرق شناسي براي غربيان به شمار رفته و ميرود.
با توجه به اين موضوع بايد گفت مهمترين رويكرد طراحان و مجريان هفتههاي فرهنگي ايران در ديگر كشورها بايد اين باشد كه به حفظ ، ارتقا و گسترش كيفي و كمي اين پيش ذهنيتها بپردازند اما متاسفانه در برنامههايي كه تحت عنوان هفته فرهنگي ايران ارائه ميشود، همواره كوچكترين سهم يا دقيقتر بگويم معمولا هيچ سهمي براي ادبيات در نظر گرفته نميشود گويي كه دستي ناشناس و البته آگاهانه در صدد پاك كردن و بي اعتنايي به آن پيشينه است و در مقابل سينما، نمايشگاههاي نقاشي و به طور كل ميزگردها و برنامههاي هنري با حضور يك بازيگر، كارگردان، نقاش، موسيقيدان و... به عنوان مهمترين محورهاي هفته فرهنگي ايران در دستور كار قرار گرفته و حاصل آن نيز قطع ارتباط شاعران، نويسندگان و انديشمندان ايران با جهان شده است و فرصتي نيز فراهم آورده تا بيگانگان با دعوت از تشكلهاي ادبي و غير رسمي داخل ايران و برجسته كردن آنها در خارج از كشور، شاعران و نويسندگان معاصر ايران را كه در تمام جهان اين قشر و گروه را به عنوان نخبگان و رهبران فكري هر جامعهاي ميشناسند، به عنوان مخالف و اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران معرفي كنند.
از سوي ديگر و با توجه به قانون اساسي كشورمان، اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را به عنوان مسوول مستقيم وضعيت فرهنگي كشور بپذيريم و در ساختار اين وزارتخانه در تقسيم معاونتها و فعاليتهاي فرهنگي و هنري تامل كنيم، در مييابيم آنچه در حوزه فرهنگ تعريف شده، ادبيات، كتاب، نشر و... است و در مقابل فعاليتهاي سينمايي، موسيقي، هنرهاي تجسمي و... زير مجموعه معاونت هنري اين وزارتخانه است ؛ فكر ميكنم با همين تامل كوچك و گذرا نيز بتوان منظور از برگزار كردن يك هفته فرهنگي را دريافت.
اي كاش اگر مسوولان به هر دليل تمايلي به حضور ادبيات، شاعران و نويسندگان در هفتههاي فرهنگي ايران ندارند، حداقل نام فرهنگ ايران را با آن پيش ذهنيت قوي و پرافتخار اين چنين مخدوش نكنند و به جاي هفته فرهنگي، از عنوان هفته هنري ايران استفاده كنند.